لغت نامه دهخدا
پنج دانگ. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) نصف و ثلث. ( زمخشری ).
- پنج دانگ و نیم؛ ثلثان و ربع. ( زمخشری ).
پنج دانگ. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) نصف و ثلث. ( زمخشری ).
- پنج دانگ و نیم؛ ثلثان و ربع. ( زمخشری ).
( اسم ) ۱- پنج قسمت از خانه و زمین و مانند آن زیرا در اصطلاح ثبت و دفاتر اسناد و غیره هر زمین و خانه و مانند آن بشش قسمت تقسیم میشود که هر قسمت را یک دانگ گویند: پنج دانگ از زمینم را فروختم. ۲- نصف و ثلث یا پنج دانگ و نیم. ثلثان و ربع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود یک دینار نقد صبر ما هجر تو بر پنج دانگ و نیم زد
💡 خاصه خرقهٔ ملک دنیا کابترست پنج دانگ مستیش درد سرست