پشمان

لغت نامه دهخدا

پشمان. [ ] ( اِخ ) ناحیه ای است کوچک مرکب از هفت قریه در جنوب غربی صوفی لو از سنجاق دده آغاج از ولایت ادرنه. ( قاموس الاعلام ترکی ).

جمله سازی با پشمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برآنم که او زین پشمان شدست وزین رفتنم سوی درمان شدست

💡 که گردد ز تو دین ودنیا هلاک پشمان شوی گردی اندوهناک

💡 اگر با من اکنون تو پیمان کنی سر از جنگ جستن پشمان کنی

💡 هم بدان آینه پشمان توان دیدن عیان تاجل خر را چه مظهر یاعبائی را چه روست

💡 نخواهیم و نکنیم ازین پس رها که پشمان به بیند بیکره بما

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز