لغت نامه دهخدا
پس نشستن. [ پ َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) بعقب رفتن لشکر در جنگی. عقب نشستن. عقب نشینی کردن.
پس نشستن. [ پ َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) بعقب رفتن لشکر در جنگی. عقب نشستن. عقب نشینی کردن.
( مصدر ) عقب نشینی کردن در جنگ و غیره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون جمال یوسفی غایب شدست از پیش تو پس نشستن ایمن اندر شهر کنعان شرط نیست
💡 وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ الآیة... و مگر که چیزی دوست دارید شما و آن خود بتر است شما را، یعنی باز ماندن و با پس نشستن از غزو که در آن هم ذل فقر است، و هم حرمان غنیمت و شهادت.
💡 وَ یَعْلَمَ الَّذِینَ یُجادِلُونَ فِی آیاتِنا، و بدانند ایشان که می پیکار کنند نشانهای ما، ما لَهُمْ مِنْ مَحِیصٍ (۳۵) که ایشان را از عذاب باز پس نشستن نیست.
💡 از این پس نشستن برآریم کام ز پا پس کشیدن، کند صید دام