لغت نامه دهخدا
پس خزیدن. [ پ َ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) واپس خزیدن. خزیدن بعقب:
برگرفت آن آن آسیاسنگ و بزد
بر مگس تا آن مگس واپس خزد.مولوی.
پس خزیدن. [ پ َ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) واپس خزیدن. خزیدن بعقب:
برگرفت آن آن آسیاسنگ و بزد
بر مگس تا آن مگس واپس خزد.مولوی.
( مصدر ) بعقب خزیدن واپس خزیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانکه پیش عقول حکمت خوار پس خزیدن نیامدست به کار