لغت نامه دهخدا
پروران. [ پ َرْ وَ ] ( نف، ق ) صفت فاعلی بیان حالت. در حال پروریدن.
پروران. [ پ َرْ وَ ] ( نف، ق ) صفت فاعلی بیان حالت. در حال پروریدن.
در حال پروریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای پرورش جان خوش است کاهش تن خلاف مذهب تن پروران و جانکاهان
💡 ز خوان نعمت آن جود پروران که بدی سگان درگهشان به ز گربههای زیاد
💡 از دل منعم مجو نسیم گشایش خانه تن پروران شمال ندارد
💡 حدیث درد مرا دهر در میان انداخت که شد حدیث دگر درد پروران منسوخ
💡 دیده تن پروران آب سیاه آورده است ورنه شمشیر شهادت موجه آب بقاست
💡 آن پیک رایگانی کز مهر پروران پیغام سر به مهر بر دلبران بری