پرسخنی
متضادها
کمگو، ساکت، خاموش
لغت نامه دهخدا
پرسخنی. [ پ ُ س ُ خ ُ / خ َ ] ( حامص مرکب ) پرگوئی. بسیارگوئی. پرحرفی. روده درازی. پرچانگی.
فرهنگ فارسی
پرگویی.
جمله سازی با پرسخنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سالها بعد گویندهٔ ناشناس و پرسخنی منظومهٔ همای و همایون خواجو را با تبدیل و تغییر و حذف اسامی و افزودن افسانههایی، منظومهٔ سامنامه را پدیدآورده است.