پرخاش دیده

لغت نامه دهخدا

پرخاش دیده. [ پ َ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) رزم دیده. جنگ دیده. از کار جنگ برآمده. از کار درآمده در جنگ. جنگ آزموده:
سپه را بیاراست و خود برنشست
یکی گرز پرخاش دیده به دست.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) رزم دیده جنگ دیده از کار جنگ بر آمده.

جمله سازی با پرخاش دیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپه را بیاراست و خود برنشست یکی گرز پرخاش دیده بدست

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز