وکید

لغت نامه دهخدا

وکید. [ وَ ] ( ع ص ) اکید. استوار. ( منتهی الارب ). شدید موثق. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

اکید استوار

جمله سازی با وکید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سعی کن تا وارهیم از قید تن جان بریم از دست کین وکید تن

💡 چون که مقصود اوست ای پور وکید صد چنین صحرا به سر باید دوید

💡 گنجی‌ مرا ز علم و هنر داده‌کردگار کایمن بود زکاستن وکید رهزنا

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران