وع
لغت نامه دهخدا
وع. [ وَع ع ] ( ع اِ ) شغال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || ( اِ صوت ) حکایت آواز شغال. || حکایت آواز کودک هنگامی که می گرید. ( اقرب الموارد ).
دانشنامه عمومی
وع یک شهرک در جیبوتی است که در منطقه عرتا واقع شده است.
وع ۳٬۱۶۷ نفر جمعیت دارد و ۴۵۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
شهرهای لامپدوزا الینوزا و Sant Francesc Xavier خواهرخوانده های وع هستند.
جمله سازی با وع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مه فشاند نور و سگ وع وع کند سگ ز نور ماه کی مرتع کند
💡 فاربی بنفسک ان تفتاد شمیتهم وع المعاطن الا نعام و اعتزل