وضوع
لغت نامه دهخدا
وضوع. [ وُ ] ( ع مص ) ضعة. خوار ساختن نفس خود را. ( منتهی الارب ). رجوع به وضع شود.
فرهنگ فارسی
ضعه خوار ساختن نفس خود را
جمله سازی با وضوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چراغ تا نکنی روغنش نبخشد نور که نور وضوع ندارد چراغ بی روغن
💡 برای انجام نماز و آماده شدن جهت عبادت در پیشگاه خداوند، مسلمانان ابتدا باید با دقت و رعایت تمام آداب شرعی وضوع بگیرند.
💡 در فرهنگ اسلامی، حفظ پاکیزگی بدن و انجام صحیح وضوع پیش از ورود به محراب، یکی از ارکان مهم برای آمادگی روحی است.
💡 بسیاری از پزشکان معتقدند که شستن مکرر دست و صورت هنگام وضوع میتواند به حفظ سلامت پوست و پاکیزگی عمومی بدن کمک کند.