وسیه

لغت نامه دهخدا

وسیه. [ ] ( اِخ ) دهی جزو دهستان حومه بخش کرج شهرستان تهران. کوهستانی و سردسیری است. سکنه 177 تن. آب آن از رودخانه کرج و محصول آن غلات، بنشن، باغات قلمستان و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

دهی جزو دهستان حومه بخش کرج شهرستان تهران کوهستانی و سردسیری است آب آن از رودخانه کرج و محصول آن غلات بن شن باغات قلمستان و شغل اهالی زراعت است راه مالرو دارد

جمله سازی با وسیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارند همیشه بر کنارت با آنکه گرانی وسیه کار

💡 هر آنکه سر ننهد بر خط مثال تو باد شکسته پشت وسیه رو چو زلف دلبر قی

💡 خمار و خواب وبیماری و شوخی وسیه مستی ز یک پیمانه می نوشند می درچشم شهلایش

💡 اقبال بلندی که مرا بود گراز هجر پست وسیه وخوار و نوان شدشده باشد

💡 از یادچشم وچهره او اشک وبخت من سرخ وسیه چو سرمه وچون غازه می شود

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
لوتی یعنی چه؟
لوتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز