لغت نامه دهخدا
ورسن. [ وَ س َ ] ( اِ ) بند ریسمانی و ریسمان و رسن. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( آنندراج ).
ورسن. [ وَ س َ ] ( اِ ) بند ریسمانی و ریسمان و رسن. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( آنندراج ).
بند ریسمانی و ریسمان ورسن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فیلیپ ورسن در سال ۱۸۹۱ کارخانهای برای ساخت واگنهای ترابری ریلی تأسیس نمود. او پس از انجام مقدمات کار، نام این مجموعه را وابیس به معنی کارخانه واگنسازی نهاد که کارخانه تولیدی آن در منطقه سودرتلیه قرار داشت.
💡 باید سببی گرچه سببساز خداست بیدلو ورسن ز چاه کس آب نبرد
💡 می شود بی دست وپایی شهپر پرواز رزق آب این چاه است بی دلو ورسن نزدیکتر
💡 بیخواست ز دل ناله جانکاه برآید بی دلو ورسن یوسف ازین چاه برآید