ورزش کردن

مترادف‌ها

ورزش نمودن، تمرین کردن، فعالیت بدنی کردن

متضادها

استراحت کردن، تنبلی کردن

لغت نامه دهخدا

ورزش کردن. [ وَ زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ممارست کردن. تمرین کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
با بلاهای عشق ورزش کن
خویشتن را بلندارزش کن.اوحدی.|| اجرا کردن تمرینهای بدنی به منظور تکمیل قوای جسمی و روحی بطور مرتب. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - ممارست کردن تمرین کردن

جمله سازی با ورزش کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ما هم مثل دیگر جوانان آن دوره به قول معروف پابرهنه بودیم و امکانات آنچنانی برای ورزش کردن نداشتیم اما بیشتر اوقات خود را در کوچه پس کوچه‌ها با فوتبال و والیبال و دیگر ورزش‌ها می‌گذراندیم. شاید اگر امکانات و مربی فراهم بود، جوانان بسیاری در همه شهرستان‌های ایران بودند که استعدادهای خوبی داشتند و ممکن بود هرکدام در حد خودشان به نابغه‌ای تبدیل شوند.

💡 در تمرین شنا تمام اعضا بدن در حالت ورزش کردن هستند؛ قلب، ریه‌ها، عضلات و … این فعالیت‌های بدنی در حالتی است که به مفاصل فشار بسیار کمی وارد می‌گردد. شنا برای سلامت عمومی و تناسب اندام تمرین بسیار خوبی است، با این توضیح که این تمرین برای کاهش وزن بهترین روش به حساب نمی‌آید.

💡 هرنوع برخورد انگشتان دست و پا با اجسام سخت می‌تواند موجب وقوع این آسیب‌دیدگی باشد. اما شایع‌ترین عامل ایجاد آن در هنگام ورزش کردن برای دروازه‌بانان و بازیکنان والیبال یا بیس‌بال می‌باشد. برخورد توپ با بند آخر انگشت و خم شدن بیش از حد آن به سمت داخل به احتمال پارگی تاندون می‌انجامد. پوشیدن کفش‌های کوچکتر از اندازه برای پاها نیز می‌تواند عامل ایجاد این بیماری باشد.

💡 از علایق اصلی او سفر کردن و ورزش کردن است. علاقه ندارد در یک مکان مشخص زندگی کند و عاشق زندگی موقت در مکان‌های مختلف است. او همچنین شرکت و برند خودش را دارد و کیسا سینز اول از او خواستگاری کرده و در تاریخ نامعلومی ازدواج کردند.

💡 ورزش باعث می‌شود اعصاب بدن کار خود را بخوبی و بهتر انجام دهند. ورزش کردن جسم و روح را متعادل میسازد. ورزش به انسان کمک می‌کند تا به تسلط محیطی از دیدگاه فلسفی برسد. با ورزش می‌توان از بسیاری از بیماری‌ها و افسردگیها جلوگیری کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران