لغت نامه دهخدا
ورکردن. [ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گرد کردن. برداشتن. بارکردن: که که ورکردن؛ برکردن. || ستودن. || افراشتن و بلند کردن. || برکندن. برکشیدن. از بیخ کندن. برانداختن. || تکیه کردن. || سوختن و آتش افروختن. ( ناظم الاطباء ).
ورکردن. [ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گرد کردن. برداشتن. بارکردن: که که ورکردن؛ برکردن. || ستودن. || افراشتن و بلند کردن. || برکندن. برکشیدن. از بیخ کندن. برانداختن. || تکیه کردن. || سوختن و آتش افروختن. ( ناظم الاطباء ).
گرد کردن برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنودایز کردن با غوطه ور کردن آلومینیوم در یک حمام الکترولیت اسیدی و عبور جریان الکتریکی از آن انجام میشود. در داخل حمام الکترولیت یک کاتد نصب شده و آلومینیوم به عنوان آند عمل میکند، به همین دلیل از داخل محلول الکترولیت یونهای اکسیژن آزاد شده و با اتمهای روی سطح آلومینیوم ترکیب میشوند. در نتیجه، آنودایز کردن نوعی فرایند کاملاً کنترل شده اکسایش است، که در طبیعت به صورت خودکار و بسیار آهسته اتفاق میافتد.