لغت نامه دهخدا
وخد. [ وَ ] ( ع مص ) وَخَدان. وخید. شتافتن شتر یا نوعی از رفتار شتر همچو رفتار شترمرغ یا گام فراخ نهاده رفتن آن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و فعل آن از باب ضرب آید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
وخد. [ وَ ] ( ع مص ) وَخَدان. وخید. شتافتن شتر یا نوعی از رفتار شتر همچو رفتار شترمرغ یا گام فراخ نهاده رفتن آن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و فعل آن از باب ضرب آید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سبز است اگر سرو و سپید است اگر ماه در قد تو وخد تو بر عکس بود کار
💡 زآرزوی قد وخد تو نشست و اوفتاد لاله اندر زیر سرو وژاله بر بالای گل