هیربدان هیربد
لغت نامه دهخدا
هیربدان هیربد. [ ب َ ب َ ] ( اِ مرکب ) رئیس هیربدان. هیربد بزرگ.
فرهنگ عمید
رئیس هیربدان.
فرهنگ فارسی
( اسم ) رئیس هیربدان
رئیس هیربدان هیربد بزرگ
جمله سازی با هیربدان هیربد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهگزارش نامهٔ تنسر به گشنسب، این نامه را تنسر، هیربدان هیربد در دورهٔ اردشیر بابکان، در پاسخ به گشنسب، پادشاه طبرستان و پَذَشْخوارْگَرْ و گیلان و دیلمان و رویان و دماوند نوشته بوده است که با نگرانی به پارهای از فعالیتهای پادشاه تازهٔ ایران مینگریست و از فرمانبرداری او خودداری ورزیده بود و تنسر در صدد بود تا به پرسشها و نگرانیهای وی پاسخ گوید.