لغت نامه دهخدا
هکم. [ هََ ک ِ ] ( ع ص ) مرد بد. ( منتهی الارب ). کسی که به بدی خویش بر مردم تعرض کند. ( اقرب الموارد ). || بی باکانه در کار بی فایده درآینده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
هکم. [ هََ ک ِ ] ( ع ص ) مرد بد. ( منتهی الارب ). کسی که به بدی خویش بر مردم تعرض کند. ( اقرب الموارد ). || بی باکانه در کار بی فایده درآینده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
مرد بد کسی که ببدی خویش بر مردم تعرض کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا دید هکم جان و دل و تن نگرفت در دیده خیال دوست مسکن نگرفت