هویش

لغت نامه دهخدا

هویش. [ ی َ ] ( اِ ) هویت که تعین و تشخص بوده باشد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به هویت شود.

جمله سازی با هویش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو حلاج از شراب عشق او شد مست لایعقل نمی کردند هشیاران تحمل های (و) هویش را

💡 ز ابر سیاه رویش، وز رعد های و هویش بارد به روی زردم باران ارغوانی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران