هوشه
لغت نامه دهخدا
( هوشة ) هوشة. [ هََ ش َ ] ( ع اِمص، اِ ) فتنه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || برانگیختگی. || اضطراب و اختلاط. ج، هَوَشات. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). هوشات اللیل؛ یعنی حوادث و مکروه آن. ( اقرب الموارد ). حدیث: ایاکم و هوشات اللیل و هوشات الاسواق. ( از منتهی الارب ).
جمله سازی با هوشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر کسی رِهْ که ذرّهای هوشه یارون! پیش اهل فَهْمْ، طَلِبْ به گوشه یارون!