لغت نامه دهخدا
هنوی. [ هََ ن َ ] ( ص نسبی )منسوب به هنا که قبیله ای است از قضاعة. ( سمعانی ).
هنوی. [ هََ ن َ ] ( ص نسبی )منسوب به هنا که قبیله ای است از قضاعة. ( سمعانی ).
منسوب به هنا که قبیله یی است از قضاعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوناس هَنْوِیْ از دیرباز بهعنوان مرجعِ اصلیِ انگلیسی در موضوعِ نادرشاه تلقی میشده، و سفرهایش توسط نویسندگانِ بعدی، چه بریتانیایی و چه غیرِ آن، بسیار گسترده نقل شده است. کیفیتِ سفرهای هنوی نابرابر است.
💡 جوناس هَنْوِیْ از دیرباز بهعنوان مرجعِ اصلیِ انگلیسی در موضوعِ نادرشاه تلقی میشده، و سفرهایش توسط نویسندگانِ بعدی، چه بریتانیایی و چه غیرِ آن، بسیار گسترده نقل شدهاست. کیفیتِ سفرهای هنوی نابرابر است.
💡 جوناس هنوی که در زمان نادر شاه به ایران آمده بود و از آمل دیدن کرد در مورد این شهر نوشت: