هنر بین

مترادف‌ها

هنرشناس، هنر‌دوست

لغت نامه دهخدا

هنربین. [ هَُ ن َ ] ( نف مرکب ) هنرشناس. آنکه هنر را دریابد و داند:
چشم هنربین نه کسی را درست
جز خلل و عیب ندانند جست.نظامی.

فرهنگ فارسی

هنر شناس آنکه هنر را دریابد و داند

جمله سازی با هنر بین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حریف شاهد و جام شرابم هنر بین زین اسیری گو در ایام

💡 چشم هنر بین نه کسی را درست جز خلل و عیب ندانند جست

💡 ترا ابن یمین دائم بنطق و عقل و چشم و دل دعا گوی و رضا جوی و هنر بین و وفا گستر

💡 طالعی خصم شکن در همه میدان دارم وین هنر بین که بکس دست و گریبان نشدم

💡 هر هنرباز واقعی به دنبال مخاطبانی است که هنر بین باشند و بتوانند ظرافت‌ها و پیام‌های نهفته در پسِ هر اثر هنری را درک کنند.

💡 نمایشگاه‌های هنری مدرن معمولاً برای جذب افراد هنر بین و علاقه‌مند به زیبایی‌شناسی طراحی می‌شوند تا سطح فرهنگ جامعه را ارتقا دهند.

💡 یک منتقد هنر بین، تنها به ظاهر اثر توجه نمی‌کند، بلکه سعی می‌کند روح و احساس هنرمند را در لایه‌های مختلف تکنیک‌های به‌کاررفته بیابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران