لغت نامه دهخدا
هند جگرخوار. [ هَِ دِ ج ِ گ َ خوا / خا ] ( اِخ ) رجوع به هند دختر عتبة شود.
هند جگرخوار. [ هَِ دِ ج ِ گ َ خوا / خا ] ( اِخ ) رجوع به هند دختر عتبة شود.
( هند جگر خوار ) هند جگر خوار زوجه ابوسفیان و مادر معاویه است که جگر حمزه سید الشهدائ عم پیغمبر را که در جنگ احد شهید شده بود جوید و او را [ آکله الاکباد ] لقب دادند.
هند جگرخوار ( ـ۱۴ق)
همسر ابوسفیان و مادر معاویه. در جنگ اُحد جگر حمزه عموی پیامبر را از بدن بی جان او بیرون کشید و به دندان گرفت و از این روی به هند جگرخوار (آکلةالاکباد) شهرت یافت. در فتح مکه به حضور پیامبر (ص) رفت و اسلام آورد و امان یافت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سینه سنگ سرمه زند اصفهان و من دل بر سواد هند جگرخوار بسته ام
💡 سلیم، هند جگرخوار خورد خون مرا چه روز بود که راهم به این خراب افتاد
💡 دشمن به کمین ما چون هند جگرخوار است لختی ز جگر ایدل پیش سگ هار افکن
💡 زاده هند جگرخوار چه خواهد بودن؟ شب بخت سیه آن به که سترون باشد
💡 تا به کی خون به دلم، هند جگرخوار کند؟ جرعه نوش توام، ای ساقی مستان مددی
💡 رسوای جهان می کندم، هند جگرخوار غم پرده در افتاده، دل شاد، کجایی؟