لغت نامه دهخدا
هم کیشی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) هم کیش بودن. دارای مذهب واحد بودن:
گفتم از همدمی و هم کیشی
نامها را بود به هم خویشی.نظامی.
هم کیشی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) هم کیش بودن. دارای مذهب واحد بودن:
گفتم از همدمی و هم کیشی
نامها را بود به هم خویشی.نظامی.
همدینی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که نزد خدایان ما بار نیست نه هم کیشی ایدر ترا کار نیست
💡 گفتم از همدمی و هم کیشی نامها را به هم بود خویشی