«همقافیه» در زبان و ادبیات فارسی به کلماتی گفته میشود که در حروف پایانی با یکدیگر اشتراک دارند و از نظر آوایی، آهنگ یکسانی در پایان ایجاد میکنند. این ویژگی بیشتر در شعر به کار میرود و نقش مهمی در ایجاد موسیقی، نظم و زیبایی کلام دارد. هنگامی که دو یا چند واژه در انتهای مصرعها یا بیتها دارای پایان مشابه باشند، گفته میشود که همقافیهاند. برای مثال، کلماتی مانند «یار»، «بار» و «کار» به دلیل شباهت در بخش پایانی، همقافیه محسوب میشوند. استفاده از این ویژگی باعث میشود شعر خوشآهنگتر و دلنشینتر به گوش برسد. در شعر کلاسیک فارسی، رعایت قافیه از اصول اساسی سرودن شعر به شمار میآید. شاعران با انتخاب دقیق واژههای همقافیه، هماهنگی و انسجام بیشتری در اثر خود ایجاد میکنند. این هماهنگی نه تنها جنبه زیباییشناختی دارد، بلکه به درک بهتر ساختار شعر نیز کمک میکند. همقافیه بودن واژهها معمولاً در پایان هر بیت یا مصرع تکرار میشود و یکی از مهمترین عناصر شکلدهنده به موسیقی و نظم در شعر فارسی است.
هم قافیه
لغت نامه دهخدا
هم قافیه. [ هََ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) دوشعر که قافیه آنها یکی باشد. رجوع به قافیه شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) دو کلمه که با هم در شعر بتوان قافیه آورد مانند راد و شاد.
جمله سازی با هم قافیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتن نبود قاعده عشق وگرنه هم نکته طرازم من و هم قافیه گویم
💡 بحر طویل قالبی شعری است که در آن برخلاف سایر قالبهای شعر سنتی فارسی، مصراعهای مساوی و بیت وجود ندارد. در عوض، بحر طویل از یک یا چند قسمت با نام بند تشکیل میشود که در هر بند یکی از افاعیل معین عروضی به تعداد دلخواه تکرار میشود. هر بند به بخشهای هماهنگ که گاه مسجّع و هم قافیه هستند تقسیم شدهاست.