هم رازی

مترادف‌ها

رازدار، همراز

متضادها

دشمن، غریبه

لغت نامه دهخدا

هم رازی.[ هََ ] ( حامص مرکب ) همرازی. راز گفتن و راز شنیدن.رازداری. حفظ سِر: با ملأ اعلی به انبازی هرچه تمامتر همرازی کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

جمله سازی با هم رازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو هم دردی هم آوازی نبودش دران اندوه هم رازی نبودش

💡 امام خواجه را گو ای زره دور چو تو حق را نه هم رازی نه دستور

💡 دادیم به جان منصب هم رازی جانان دل نیز دوروی و غرض اندیش برآمد

💡 ز وصلش آسمان جوهر فشان است بسی ره کرد و هم رازی ندانست

💡 من و کنجی و دم سازی هم آوازی و هم رازی شکستم عهد برنایی گرفتم ترک رعنایی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران