هلاک گشتن

لغت نامه دهخدا

هلاک گشتن. [ هََ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) هلاک شدن. هلاک گردیدن. مردن. درگذشتن. جان دادن:
اشتر چو هلاک گشت خواهد
آید به سر چَه و لب جر.ناصرخسرو.بسیار کس به کید و حیلت خود هلاک گشتند. ( کلیله و دمنه ). رجوع به هلاک گردیدن شود.

فرهنگ فارسی

هلاک شدن هلاک گردیدن مردن

جمله سازی با هلاک گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد از هلاک گشتن دردی که دارم این است کز دل غمش مبادا ناشاد رفته باشد

💡 آن را که در دل خود مهر حسین دارد بیم هلاک گشتن از کربلا چه باشد

💡 هلاک گشت اگرعاشق از غم وهم اگر زیست هلاک گشتن چون زیستن بنزد تو هیچ است

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز