هفت چرخ

لغت نامه دهخدا

هفت چرخ. [ هََ چ َ ] ( اِ مرکب ) هفت فلک. هفت آسمان. هفت خراس:
تسبیح هفت چرخ شنودستی
گر نیست گشته گوش ضمیرت کر.ناصرخسرو.نوبر باغ هفت چرخ کهن
دره تاج عقل و تاج سخن.نظامی.برون جسته از کنده چاربند
فرس رانده برهفت چرخ بلند.نظامی.شش جهت بر قبای او زرهی
هفت چرخ از کمند او گرهی.نظامی.

فرهنگ فارسی

هفت فلک هفت آسمان

جمله سازی با هفت چرخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برتر از هفت چرخ همّت اوست بر کریمان اثر ز نعمت اوست

💡 مهر و محبّت تو دبیران هفت چرخ از لوح خاطرم نتوانند کرد حک

💡 فرازنده هفت چرخ سپهر فروزنده گیتی از ماه و مهر

💡 ز خاشاک تا هفت چرخ بلند همان آتش و آب و خاک نژند

💡 تو را آن پیرهن پوشید دولت که دارد هفت چرخ اندر گریبان

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
مجال یعنی چه؟
مجال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز