لغت نامه دهخدا
هفت پاره. [ هََ رِ ]( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان کازرون که 82 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه شاپور و محصول عمده اش غله و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
هفت پاره. [ هََ رِ ]( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان کازرون که 82 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه شاپور و محصول عمده اش غله و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
(اسم ) دارای هفت جزو هفت قطعه. یا هفت پاره لعل. گردن بندی که هفت قطعه لعل است: (( این سخن گفت (کنیزک بهرام ) وعقدبازگشا پیش او ( سرهنگ مامور قتل کنیزک ) هفت پاره لعل نهاد. ) ) (هفت پیکر )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرای داد ندانم کدام سوست و لیک ز هفت پاره ی شهر حدوث زین سو نیست
💡 این سخن گفت و عقد باز گشاد پیش او هفت پاره لعل نهاد
💡 ز عکس تیغ چرخ هفت پاره نهان شد روز روشن چون ستاره
💡 یکی چادر ولیکن هفت پاره همه بنهاد و آمد در نظاره