هفت طبق
لغت نامه دهخدا
هفت طبق. [ هََ طَ ب َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از طبقات آسمان است. || نیز هفت طبقه زمین. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
بابلیان به هفت طبقه آسمان و هفت طبقه زمین معتقد بودند و بدین معنی که برای هر یک از سیارات سبع فلکی و آسمانی قایل بودند. در ادبیات فارسی بجای هفت آسمان هفت گنبد خضرا و هفت صحیفه هفت دخمه خضرا هفت طبق هفت گوی هفت فلک هفت گردون هفت افلاک بسیار آمده است.
(اسم ) هفت پرد. چشم: (( هرهفت طبق چنان جلایافت کزنه طبق آسمان ضیایافت. ) ) (تحفهالعراقین )
جمله سازی با هفت طبق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفت مهدی است ز فیروزه در او هفت طبق از لئالی و گهرهای فزون از ثمن است
💡 شکر کند عارف حق کز همه بردیم سبق بر زبر هفت طبق اختر رخشنده شدم
💡 صدرا! بدان خدای که دست لطایفش کردست نور هفت طبق را نثار چشم
💡 برای برگزاری یک مهمانی مجلل و باشکوه، میزبان باید دقت کند که هفت طبق از بهترین غذاهای محلی را برای مهمانان آماده کرده باشد.
💡 در مراسمهای سنتی و جشنهای بزرگ خانوادگی، میز پذیرایی معمولاً با هفت طبق از انواع میوهها و شیرینیهای خوشمزه و رنگارنگ آرایش میشود.
💡 برخی از فرهنگهای قدیمی معتقد بودند که چیدن هفت طبق از مواد غذایی مختلف بر روی میز، نمادی از برکت و فراوانی است.