نزدیکی جستن
مترادفها
تقرب جستن، نزدیک شدن، پیوند برقرار کردن
متضادها
دوری جستن، فاصله گرفتن
لغت نامه دهخدا
نزدیکی جستن. [ ن َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تقرب. ( تاج المصادر بیهقی ). توسیل. ( زوزنی ).
فرهنگ فارسی
تقرب توسیل
جمله سازی با نزدیکی جستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 التَّوَسُل الی التَرَسُّل (به معنی: نزدیکی جستن به دانش نامهنگاری)، یا رسالات بهایی، کتابی است در فن انشا از قرن ششم هجری، نوشتهٔ بهاءالدین بغدادی.
💡 دانشمندان معتقدند که برای حل این معماهای پیچیده علمی، ما باید بیش از پیش به مفاهیم بنیادی فیزیک کوانتوم و نزدیکی جستن به آنها نیاز داریم.
💡 در روابط انسانی، تلاش برای نزدیکی جستن به افکار و احساسات دیگران میتواند باعث ایجاد درک متقابل و صلح و دوستی عمیق در جامعه شود.
💡 نویسنده در این رمان سعی دارد با نزدیکی جستن به دنیای درونی شخصیتها، احساسات واقعی و پیچیده آنها را به شکلی بسیار دقیق روایت کند.