لغت نامه دهخدا
نتوانستن. [ ن َ ت َن ِ ت َ / ن َت ْ ن ِ ت َ ] ( مص منفی ) ناتوانستن. عدم قدرت و توانائی. مقابل توانستن. رجوع به توانستن شود.
نتوانستن. [ ن َ ت َن ِ ت َ / ن َت ْ ن ِ ت َ ] ( مص منفی ) ناتوانستن. عدم قدرت و توانائی. مقابل توانستن. رجوع به توانستن شود.
ناتوانستن عدم قدرت و دانایی مقابل توانستن.
💡 بدتر از خواستن این لطمه نتوانستن هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه
💡 به لچمن گفت و برخایید ا نگشت که نتوانستن از تیغ جفا کشت
💡 یورو ۲۰۰۰ آخرین حضور الن شیرر در تیم ملی بود که با اینکه بعد از سالها آلمان را با گل شیرر شکست دادن ولی از دور مقدماتی نتوانستن صعود کنند و پایان حضور شیرر در تیم ملی با شکست همراه بود