لغت نامه دهخدا
نبیی ٔ. [ ن ُ ب َی ْ ی ِءْ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیرِ نبی ٔ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به نبی شود.
نبیی ٔ. [ ن ُ ب َی ْ ی ِءْ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیرِ نبی ٔ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به نبی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن نبیی که از پی ابصار اندکی دوریت بود ناچار
💡 هر نبیی اندرین راه درست معجزه بنمود و همراهان بجست
💡 علی چون در ولایتها ولی بود از آن با ره نبیی هم علی بود
💡 هر نبیی گفت با قوم از صفا من نخواهم مزد پیغام از شما
💡 چه اقتدا به نبیی و علی و آل کنی شود دل تو منور بنور لم یزلی
💡 برهان ولایتست با هر نبیی برهان محمد و علی، آل علی است