«ناکام شدن» به معنای نرسیدن به هدف، آرزو یا نتیجه مورد انتظار است و زمانی به کار میرود که تلاش فرد به موفقیت ختم نشود. این اصطلاح در زبان فارسی بار معنایی منفی دارد و احساس ناامیدی، شکست یا حسرت را در پی خود به همراه میآورد. فردی که ناکام میشود، معمولاً با موانع، اشتباهات یا شرایطی روبهرو شده است که مانع تحقق خواستههای او شدهاند. ناکام شدن میتواند در زمینههای مختلف زندگی مانند تحصیل، شغل، روابط اجتماعی یا برنامههای شخصی رخ دهد. این تجربه اگرچه ناخوشایند است، اما میتواند زمینهای برای یادگیری، اصلاح مسیر و تلاش دوباره فراهم کند. در ادبیات فارسی، ناکام شدن اغلب برای بیان حس اندوه، حسرت و سرنوشت ناتمام انسانها به کار رفته است. برخورد درست با ناکامی نیازمند صبر، خودشناسی و تقویت اراده است تا فرد بتواند از شکستها عبور کند.
ناکام شدن
لغت نامه دهخدا
ناکام شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برخلاف میل شدن. نه به دلخواه شدن. نه به کام و به وفق مراد شدن. مطابق میل و به دلخواه نشدن:
چو ایران و نیران به ما رام شد
همه کام بهرام ناکام شد.فردوسی. || ناکامروا شدن. کامیاب نشدن. بی نصیب ماندن. محروم افتادن:
کس همچو من از زمانه ناکام نشد
ناکام کسی چو من ز ایام نشد.رفیق اصفهانی.|| قبول ناشدن. ردکرده شدن. ( ناظم الاطباء ). و نیز رجوع به ناکام شود.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - برخلاف خواست ومیل شخص شدن: چو ایران و نیران به ما رام شد همه کام بهرام ناکام شد. ۲ - کامیاب نشدن محروم ماندن: کس همچو من از زمانه ناکام نشد ناکام کسی چومن زایام نشد. ( رفیق اصفهانی )
جمله سازی با ناکام شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مکفارلین تلاش نمود، تا با پوشیدن لباس کشیش در ۱۹۷۸ میلادی از زندان ماز فرار نماید. با ناکام شدن این کوشش، وضعیت دستهٔ ویژه از مکفارلین سلب گردیده و او به اعتصاب کثیف در بلاکهای اچ ملحق شد.