ناوردخواه

لغت نامه دهخدا

ناوردخواه. [ وَ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مشتاق جنگ و جدال. آرزومند پیکار. ( ناظم الاطباء ). ناوردجو. جنگی. مبارز. جنگجو. جنگاور. نبرده:
به شبگیر چون من به آوردگاه
روَم پیش آن ترک ناوردخواه.فردوسی.

جمله سازی با ناوردخواه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن سو سواران ناوردخواه برفتند تازان به نزدیک شاه

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
اویس یعنی چه؟
اویس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز