ناواردی

لغت نامه دهخدا

ناواردی. [ رِ ] ( حامص مرکب ) عدم تبحر و استادی و مهارت. تازه کاری. بی اطلاعی. ناواقفی. بی وقوفی. بی تجربگی.

جمله سازی با ناواردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صادق خرازی در گفت‌وگو با روزنامه شرق در توصیف نحوه مذاکراتی که سعید جلیلی آن را رهبری می‌کرد، گفت: «در دوران آقای جلیلی مذاکره انجام نشد، ایشان نقش حامل پیام را داشتند. ایشان توان مذاکره و تعیین سقف و کف برای مطالبات را نداشت. مشکل بزرگ دیگر، ناواردی به ادبیات دیپلماتیک در گفت‌وگو با غرب بود.»