لغت نامه دهخدا
نامه سیاهی. [ م َ / م ِ ] ( حامص مرکب )نامه سیاه بودن. گنهکاری. تبهکاری. اثیم و گنهکار وبدعمل بودن. صفت نامه سیاه. رجوع به نامه سیاه شود.
نامه سیاهی. [ م َ / م ِ ] ( حامص مرکب )نامه سیاه بودن. گنهکاری. تبهکاری. اثیم و گنهکار وبدعمل بودن. صفت نامه سیاه. رجوع به نامه سیاه شود.
نامه سیاه بودن. گنهکاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قلزم مهر علی در دل ما موج زنست همچو آشفته اگر نامه سیاهی داریم
💡 قطره اشکی به روی نامه سیاهی است چشمه حیوان ز انفعال دهانش
💡 روشن سواد خط توام، جرم من ببخش رحمی چرا به نامه سیاهی نمی کنی؟
💡 بر نامه سیاهی طلبد آیت رحمت ما طالب آنیم که مطلوب نوشتست
💡 در مذهب عاشقان که رمزی دگرست مشنو که چو من نامه سیاهی دگرست
💡 بیان نامه سیاهی حکایت اهلی است که عمر در سر افسانه و فسون کرده