نامانده

لغت نامه دهخدا

نامانده. [ دَ / دِ ]( ن مف مرکب ) نمانده. باقی نمانده. || غیرخسته. مقابل مانده، به معنی خسته. رجوع به مانده شود.

جمله سازی با نامانده

💡 جز شرم و جز مروت و جز تقوی نامانده در میانهٔ ما حایل

💡 چون نگریم خون نگریم کز صلح جویان هیچ نامانده غیر از نفاقی

💡 دل ز دستم رفته و دین گم شده صورتم نامانده معنی گم شده

💡 عین چه بود در تجلّی گم شدن قطرهٔ نامانده و قلزم شدن

💡 جملهٔ سر تا قدم مجروح بود صورتی نامانده یعنی روح بود

💡 همه مرغان درافکنده خروشی ز جانان بی نوا نامانده گوشی

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
باد آورد یعنی چه؟
باد آورد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز