نام گرفتن
مترادفها
نام نهادن، نامیدن
لغت نامه دهخدا
نام گرفتن.[ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) شهرت یافتن. مشهور و معروف شدن. شهره گشتن. نامی شدن: خدمت های پسندیده نمایند تا بدان زیاد نام گیرند. ( تاریخ بیهقی ). امیر محمود... گفته بود که... مرد به هنر نام گیرد. ( تاریخ بیهقی ). کس به غلط نام نگیرد. ( تاریخ بیهقی ).
زین حصار تو بنده نام گرفت
آفرینها بر این حصار تو باد.مسعودسعد.خردمند چون بکوشد اگر پیروز آید نام گیرد. ( کلیله و دمنه ).
کار چون راست بود مرد کجا گیرد نام
از چنین حادثه ها مردان گردند سمر.سنائی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مشهورشدن معروف گشتن: [ مرد بهتر نام گیرد...]
جمله سازی با نام گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا نام گرفتن گذرد وصف کشیدن شمشیر و قلم را
💡 واشینگتن در فیلم تسخیر پالهم ۱ ۲ ۳ بهعنوان سرنگهبان ترَن زیرزمینی شهر نیویورک حضور یافت که بازسازی مجدد فیلمی با همین عنوان از دههٔ ۱۹۷۰ به نام گرفتن پلهام ۱۲۳ است. واشینگتن در این فیلم در مقابل جان تراولتا قرار گرفت. این فیلم در ژوئیهٔ ۲۰۰۹ به کارگردانی تونی اسکات به نمایش درآمد. در سال ۲۰۱۰ از وی دو فیلم کتاب ایلای و توقفناپذیر به اکران عمومی درآمد. پس از یک وقفهٔ یکساله، دو فیلم دیگر به نامهای خانهٔ امن و پرواز از وی به نمایش درآمد.