لغت نامه دهخدا
نام شکستن. [ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) نام کسی را شکستن؛ خوار و خفیف کردن او را:
جفا زین بیش ؟ کاندامم شکستی
چو نام آور شدی نامم شکستی.نظامی.با نام شکستگان نشستن
نام من و نام خود شکستن.نظامی.
نام شکستن. [ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) نام کسی را شکستن؛ خوار و خفیف کردن او را:
جفا زین بیش ؟ کاندامم شکستی
چو نام آور شدی نامم شکستی.نظامی.با نام شکستگان نشستن
نام من و نام خود شکستن.نظامی.
( مصدر ) خوارکردن کسی را خفیف کردن: جفازین بیش کاندامم شکستی. چونام آور شدی نامم شکستی. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بازیگران آن میتوان به رالف ریچاردسون، نایجل پاتریک، داینا شریدن، آن تاد و دنهلم الیوت اشاره کرد. این فیلم در آمریکا با نام شکستن دیوار صوتی به نمایش درآمد.