لغت نامه دهخدا
نافج. [ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی است از نَفج. ( اقرب الموارد ). رجوع به نفج شود. || صوت نافج؛ آواز درشت سخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). غلیظ جاف. ( اقرب الموارد ). غلیظ. ( معجم متن اللغة ). غلیظ مرتفع. ( المنجد ).
نافج. [ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی است از نَفج. ( اقرب الموارد ). رجوع به نفج شود. || صوت نافج؛ آواز درشت سخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). غلیظ جاف. ( اقرب الموارد ). غلیظ. ( معجم متن اللغة ). غلیظ مرتفع. ( المنجد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بادا دل خصم دون، از نافج غم پرخون گردان شده تا گردون، بر کام محبانش