ناطلب
متضادها
طالب، خواهان
لغت نامه دهخدا
ناطلب. [ طَ ل َ ] ( ص مرکب ) ناخوانده. ( ناظم الاطباء ). ناطلبیده. دعوت ناشده.
جمله سازی با ناطلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به آخر سر ناامیدی بتافت یکی دیگرش ناطلب کرده یافت
💡 من که میخواندم ازین پیش به طاعت همه را ناطلب رفته هر بزم شرابم کردی