لغت نامه دهخدا
ناصابر. [ ب ِ ] ( ص مرکب ) ناشکیبا. بی صبر. بی تحمل. ( ناظم الاطباء ). نابردبار. که صبر و شکیب ندارد. بی شکیب.
ناصابر. [ ب ِ ] ( ص مرکب ) ناشکیبا. بی صبر. بی تحمل. ( ناظم الاطباء ). نابردبار. که صبر و شکیب ندارد. بی شکیب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر زمان دزد اندر افتد کلبه را غارت کند مرغ چون بازاریان بر کار ناصابر شود