لغت نامه دهخدا
ناشف. [ ش ِ ] ( ع ص ) آنکه با خرقه یا مانند آن آب را از گودالی یا از زمینی برگیرد. ( از اقرب الموارد ). || که آب را به خود می کشد:
چون شد آن ناشف ز نشف بیخ خود
ناید آن سوئی که امرش می کند.مولوی.رجوع به نشف شود.
ناشف. [ ش ِ ] ( ع ص ) آنکه با خرقه یا مانند آن آب را از گودالی یا از زمینی برگیرد. ( از اقرب الموارد ). || که آب را به خود می کشد:
چون شد آن ناشف ز نشف بیخ خود
ناید آن سوئی که امرش می کند.مولوی.رجوع به نشف شود.
آنکه با خرقه یا مانند آن آب را از گودالی یا از زمینی بر گیرد که آب را بخود می کشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون بگذری ای عارف زین آب و گل ناشف زان سو مثل هاتف بینام و نشان برگو