ناتله
لغت نامه دهخدا
ناتله. [ ت ِ ل َ ] ( اِخ ) شهری است در طبرستان در پنج فرسخی چالوس. سرزمین خرم سرسبزی است در سهل طبرستان و آن را ناتل هم گویند. از آنجاست: ابوالحسن علی بن ابراهیم بن عمرالحلبی الناتلی متوفی در 517. ( از معجم البلدان ). رجوع به ناتل شود.
جمله سازی با ناتله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ملک تاجالدوله زیار سی و یکمین فرمانروای دودمان پادوسپانیان و اولین نفر از ایشان بود که با نام «ملک» حکومت داشت. او میان سالهای ۷۲۵ تا ۷۳۴ هجری، به حدود ده سال، در رویان و رستمدار فرمان میراند. تاجالدوله پیش از رسیدن به حکومت در کلارستاق مقیم بود و ناتله رستاق در کنترل او بود و با مرگ برادرش، استندار شهریار، بر رویان مسلط شد. برادر دیگر، عزالدوله، معترض شده و سعی کرد با کمک ابوسعید بهادرخان، به حکومت دست یابد، اما موفق به این کار نشد. تاجالدوله زیار مخالفان را سرکوب کرده و حکومت خود را بر رویان تثبیت نمود. زیار چهار پسر داشت که سه تن از ایشان ملوک رستمدار شدند: جلالالدوله اسکندر، فخرالدوله شاهغازی، گستهم (که خود به حکومت نرسید) و سعدالدوله توس.