لغت نامه دهخدا
( آلوسه ) آلوسه. [ س َ ] ( اِخ ) نام شهری بناحیه نزدیک فرات، و آن را اَلوس و اَلوسه نیز گویند.
( الوسة ) الوسة. [ اَ س َ ] ( اِخ ) رجوع به الوس و آلوسه و مراصد الاصلاع و معجم البلدان ذیل آلوسة شود.
( آلوسه ) آلوسه. [ س َ ] ( اِخ ) نام شهری بناحیه نزدیک فرات، و آن را اَلوس و اَلوسه نیز گویند.
( الوسة ) الوسة. [ اَ س َ ] ( اِخ ) رجوع به الوس و آلوسه و مراصد الاصلاع و معجم البلدان ذیل آلوسة شود.
💡 ترک من گفت به خون تو خطی آوردم وای بزم حالمزه بوسوز اگر الوسه حسین