فرهنگستان زبان و ادب
{intronic} [زیست شناسی] مربوط به میانه
{intronic} [زیست شناسی] مربوط به میانه
💡 تو چون میانه ای و دیگران همه چو در تو چون فذالکی و دیگران همه چو شمار
💡 میباشدت مگربه میانم میانه ای کاینسان شده است جسم توچون موی لاغرا
💡 مائی حجاب ما شد اندر میانه ای کاش عشق آتشی فروزد سوزد منی من پاک
💡 رنج بینی در آشیانه ای عقل چون نهی پای در میانه ای عقل
💡 در کین گشاد چشمت به خیال خود بگو تا ز پی شفاعت من به میانه ای در آید