مکابر

لغت نامه دهخدا

مکابر. [ م ُ ب ِ ] ( ع ص ) ستیزه کننده. ستیزنده: و شیران کامفیروزی سخت شرزه باشند و مکابر. ( فارسنامه ابن البلخی ص 155 ). تا یک زمان مکابر درآمد و کمربند بهمن بگرفت و از پشت اسب برداشت. ( سمک عیار چ خانلری ج 1 ص 73 ). و رجوع به سه ماده بعد شود.

فرهنگ عمید

مکابره کننده، ستیزه گر، پرخاش جو.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ستیزه کننده مکابره کننده معاند: [ تا یک زمان مکابر در آمد و کمر بند بهمن بگرفت و از پشت اسب برداشت.] ( سمک عیار. ۷۳:۱ )

جمله سازی با مکابر

💡 گه مکابروار بوسه‌ گاه بوس و گه کنار گه بدو آهنگ از این معنی مکابر داشتم

💡 بی سبب نیست گذرهای خیالت بر من بی سبب گرگ مکابر به سوی میش نرفت

💡 و اهل سنت گفته‌اند این حروف گواهی بداد و بیان کرد که قرآن را حروف است و بحروف قایم است، و هر که جز این گوید حقّ را مکابر است و معاند، و در آن ملحد.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز