مهمات فرعی
متضادها
اصلی، اساسی
فرهنگستان زبان و ادب
{submunition} [علوم نظامی] مهماتی که برای انجام مأموریت از مهمات اصلی جدا می شود
ویکی واژه
مهماتی که برای انجام مأموریت از مهمات اصلی جدا میشود.
جمله سازی با مهمات فرعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیدهبان حقوق بشر این حمله را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که نیروهای روسی از راکتهای مهمات خوشه ای اسمرچ استفاده کردند که دهها مهمات فرعی یا بمب را در هوا پراکنده میکند. یک معاهده بینالمللی، مهمات خوشه ای را به دلیل آسیب گسترده و خطر برای غیرنظامیان ممنوع میکند. از آنجایی که هیچ هدف نظامی در فاصله ۴۰۰ متری این حملات وجود نداشت، و به دلیل ماهیت سلاحها که در مناطق پرجمعیت استفاده شده، دیدهبان حقوق بشر احتمال داد که این بمباران یک جنایت جنگی باشد.
💡 انبار نظامی باید به گونهای مدیریت شود که تمام مهمات فرعی و تجهیزات پشتیبانی در شرایط آمادگی کامل برای استفاده قرار داشته باشند.
💡 در طول عملیات جنگی، تامین مهمات فرعی برای واحدهای کوچک در خط مقدم بسیار حیاتی و تعیینکننده بود.
💡 افسر لجستیک دستور داد تا تمام مهمات فرعی و گلولههای ریز به دقت شمارش و در انبار مخصوص ذخیره شوند.