مه پاره

لغت نامه دهخدا

مه پاره. [ م َه ْ رَ / رِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) ماه پاره. || کنایه از زن زیبا. زیباروی:
از این مه پاره ای عابدفریبی
ملایک سیرتی طاوس زیبی. سعدی.مه پاره به بام اگر برآید
که فرق کند که ماه یا اوست.سعدی ( ترجیعات ).آن پریزاده که مه پاره و دلبند من است
کس ندانم که به جان در طلبش پویان نیست.سعدی ( طیبات ).

فرهنگ معین

(مَ رِ ) (ص مر. ) زیبا، زیبارو.

فرهنگ عمید

زیبا، خوشگل.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ماه پاره
ماهپاره: کنایه اززیبا، خوشگل، زن یاکودک خوبرومانندماه
( صفت ) ماه پاره

فرهنگ اسم ها

اسم: مه پاره (دختر) (فارسی) (تلفظ: mahpare) (فارسی: مَهپارِه) (انگلیسی: mahpareh)
معنی: زیبا، زیبارو، ماهپاره

جمله سازی با مه پاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روشن است امشب شب ما گوئی آن مه پاره باز پاره ای از نور روی خویش با مهتاب داد

💡 عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست همچو خورشیدش کسی را طاقت نظاره نیست

💡 بشو یاد تو ای مه پاره هستم بروز از درد و غم بیچاره هستم

💡 چنان ازداغ روشن شد دل صد پاره ام صائب که از هر پاره دارم درنظر مه پاره دیگر

💡 نه سرخی داشت آن مه پاره بر فرق زده ابر بلا بر تارکش برق

💡 بازگو آنچ بگفتی که فراموشم شد سلم الله علیک ای مه و مه پاره ما

💡 در آن صبح سرد زمستانی، مه پاره‌های کوچکی در میان درختان انبوه جنگل دیده می‌شد که منظره‌ای بسیار شاعرانه و در عین حال وهم‌آلود ایجاد کرده بود.

💡 وقتی خورشید از پشت کوه‌ها سر برآورد، مه پاره‌های پراکنده در آسمان شروع به محو شدن کردند و نور گرم روز بر روی دشت‌های وسیع تابید.

💡 عکاس با دقت بسیار زیاد تلاش می‌کرد تا آن لحظه خاص از حرکت مه پاره‌ها در آسمان آبی را در قاب دوربین خود ثبت و ماندگار کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران