منایا

لغت نامه دهخدا

منایا. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مَنیَّة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). ج ِ منیة، به معنی مرگ و اجل. ( آنندراج ): از برای وی، احمد انواع منایا و احسن اقسام رزایا مقدر ساخت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 459 ). رجوع به منیة شود.

فرهنگ عمید

= مَنیت

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع منیه مرگها اجلها

جمله سازی با منایا

💡 شد ز فیض سر قرب دادگر از منایا و بلایا با خبر

💡 خصم کز سهمش به رویین‌دز گریزد غافلست کز منایا سود ندهد مرد را رویین‌حصار